شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۶

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

نیمکت های آسمانی کتابخانه مرکزی

همزمان با سراسر کشورمحفل شعرخوانی «نیمکت‌های آسمانی» در اربعین شهادت مظلومانه دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب، در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.

 به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی آذربایجان شرقی، در چهلمین روز عروج آسمانی کودکان بی‌گناهی که در حمله ددمنشانه و وحشیانه رژیم صهیونیستی-آمریکایی به مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند، ویژه‌برنامه فرهنگی «نیمکت‌های آسمانی» برای زنده نگاه داشتن یاد و خاطره این فرشتگان کوچک روز پنجشنبه ۲۰ فروردین ماه با اسدبابایی، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان شرقی و شعرخوانی شاعران آیینی برجسته محفل ادبی شهریار به صورت همزمان با سراسر کشور در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

ابراهیم قبله آرباطان؛ شعری تقدیم به مادران دختران شهید مدرسه میناب


طبق هر روز،   اول هر صبح
می گشایی در اتاقش را
می بری دست را به سمت کلید
تا که روشن کنی چراغش را

بعد، آرام می زنی در را
دیر شد، تنبلی نکن دختر
زود پاشو که وقت مدرسه شد
ای به قربان قدّ تو، مادر

نازنازک، کنار آیینه 
می زنی شانه، تابِ موها را
می گذاری یکی دو تا لقمه
نکند ضعف دختر زیبا

سر هر ظهر، می روی دم در
منتظر می شوی نگاهش را
تا در آغوش مادرانه ی خود
بزنی بوسه روی ماهش را

۹ اسفند می رسد از راه
ظهر میناب، ظهر عاشوراست
خون پاشیده روی دفتر و کیف
در چهارسمت مدرسه پیداست

۹ اسفند، ظهر معراج است
بغض میناب، مدرسه، خانه
می زند پر  در آسمان خدا
یکصد و شصت و هشت پروانه

یکصد و شصت و هشت تا تابوت 
یکصد و شصت و هشت بغض پدر
ای به قربان قبر کوچک شان
ای به قربان گریه ی مادر

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

مرتضی طوسی؛ ابیاتی از قصیده‌ی فراق


این داغ! آه از جگر من در آورد
آهی چنان که طفل یتیمی بر آورد

آه یتیم گفتمش اما نه بیش از آن
آهی که در عزای پسر مادر آورد

آهی که می‌کشم شریان شرار توست
هر جا که رفت رفته که خاکستر آورد

داغ آنچنان به سینه ز هجر تو ریخته
حاشا که دل ز سینه دگر سر بر آورد

آهم کبوتری است که جانش در آتش است
جان می‌کند به جهد که بال و پر آورد

جان سوخته کبوتر بال آتشین من
ققنوس داغ توست اگر پر در آورد


باری اگر پری بگشاید بر آسمان
از داغدیدگان تو صدلشکر آورد

آه آتش است در دل و اشکم به دیده خون
چشمم نگر که در غم تو اخگر آورد

بی علت است اشک مگر در فراق تو؟
آری فراق با خود چشم‌تر آورد

اشکم عنان بریده و دیگر عجیب نیست
آه این کمیت با خود اگر محشر آورد

آهم گذشته از دل و اشک از سرم کنون
خشمم دمار از دل مضطر در آورد

از تو خبر رسیده! خداوند دادرس
از صبر پیشتر به دلم باور آورد

باور نمی‌کنم که رها کرده‌ای مرا
اینسان بلا چگونه قضا بر سر آورد

باور نمی‌کنم که وجود ظریف تو
تاب شراره و تعب آذر آورد

باور نمی‌کنم فلک کج‌مدار هم
سروی ز راست قامت تو خوشتر آورد

شمشیر ابروان تو، یادم نمی‌رود
الا که بر ورید عدو خنجر آورد

تلمیح و استعاره و تشبیه کافی است
باید زبان به مدح تو شاعر در آورد

پا در رکاب و حلقه به گوش توام هنوز
گیرم که فتنه بر سرمن اژدر آورد

سیدعلی خامنه‌ای جان فدای تو
دیگر نشد قصیده به لب جان بر آورد

آه ای شهیدعشق! دعا کن خدای ما
آرامشی که رفته در این کشور آورد

از آسمان بخواه که تاریک شد چنین
خورشید اگر چه رفته، یکی اختر آورد

بیعت دوباره گشت و ولایت همان که بود
امر آنچه بر زبان و بیان رهبر آورد...

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

امین شیخ الاسلام

مبعوث شد میان خیابان پیمبری
باید به این پیامبر ایمان بیاوری

اعجاز اوست اینکه چهل شب به یاد ماه
از هر محله سر زده خورشید خاوری

او برگزیده شد که تو را ره نشان دهد
تا بعد از این دخیل نبندی به هر دری

او برگزیده شد که دلت قرص تر شود 
تا خم نگردد آن سر تو بر ستمگری

او کیست؟ ملتی که خدا انتخاب کرد
تا سر دهد به معرکه فریاد حیدری:

در مکتب حسین نیفتد به روی خاک
آن بیرقی که ریخت بر آن خون رهبری

خاک وطن ز خون شهیدان گرفته رنگ
تا روی آن قدم ننهد هیچ کافری

مبعوث این حرای خیابان تو را شده است
آموزگار مکتب و آیین سروری 

دستش بگیر تا که بلندت کند به عشق 
این خلق آمده ست به میدان به یاوری…

در چشمهای خیس خیابان نگاه کن!
باید به این پیامبر ایمان بیاوری 

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

یاور چوبانی

قیرخ گۆندۆر نه دن قورتارمیر،  
منیم گؤزلریمین یاشی الهی
ائله داغ چکیلیب سینه مه منیم،
آلوْووم اریده ر داشی الهی.

قیرخ گؤن بوندان قاباق بیر نفر کؤچۆب
قیرخ گۆندۆر بیر اؤلکه قارا باغلاییب
یارالی جان ایلان بۆتۆن عؤمرۆنۆ،
وطن دئیه دئیه یارا باغلاییب.

منه چوْخا باخدؽ گئج تانیماغیم،
قیرخ گۆندۆ آلیبلار ألیمدن سنی،
اول گۆن یازمیشدیم باغیشلا آقا،
سن الله باغیشلا، باغیشلا منی.

اۆزگۆنم، کؤوره یم، آمما اومودلو،
چوْخداندی بیزلره تانری یار اوْلوب،
آتا، دۆنیاسینی ده ییشیب، اوْغول،
مقدس اؤلکه یه علمدار اوْلوب

گیزلین دئییل وطن سربازلارینا،
آرتیق حؤرمتیم وار، محبتیم وار.
هاممی اؤز جانیندان أل چکه بیلمز،
منیم شهیدلر ارادتیم وار.

الهی بیر عشقین اوْدو سینه مده،
هله اۆره گیمین اوْدو سؤنۆلمز.
سؤزۆن یئره دۆشمز داریخما آقا،
یوْخ، شهیدلر اؤلمز، وطن بؤلۆنمز

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

سجاد کریمی

بر هر وجب از خاک پاک تو
یک جان نه، صدها جان بدهکارم
نفرین به من، در روزهای سخت
یک آن اگر دست از تو بردارم

ای آفتابت مرگ ظلمت‌ها
ترسیده از نامت ستمگرها
وقتی جهان در خواب غفلت بود
ناگه خروشیدی که بیدارم

در رودهای تو شرف جاری‌ست
با لاله‌هایت عشق روییده
هرکوهِ تو چون شانه‌ی امنی‌ست
تا سر بر آن آسوده بگذارم

وقتی عَلَم بر دوش تبریز است
آسوده خاطر باش ای ایران
من اهل آذربایجان از جان
با دشمنانت گرم پیکارم

از مرزهایت هرچه بیرون است
حتی اگر جنّت... نمی‌خواهم
ایران! بهشتم زیر پای توست
ای مادر من دوستت دارم

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

ابوالفضل حمامی

سوگ بزرگ تو برای ما حماسی است
ما را که میراثی از ایمانی سیاسی است

بنگر مرا مشتی گره‌کرده‌ست امروز
در سینه‌ام ابیات جانسوزی‌ست، جانسوز

بنگر مرا خشمی‌ست، خشم انتقامت
آه ای شهیدی که شبیه به امامت

عطشان و غلطان به خون خویش رفتی
لفظ شهید آری چه می‌آید به نامت

تو زنده‌ای و تا ابد نام تو جاری‌ست
خون شهادت می‌شود رمزالدوامت

آنقدر ساده‌زیستی در این زمانه
تا که علی را دید دنیا در مرامت

صبری که می‌کردیم حدی داشت، دیگر
اکنون به دست ماست تیغ در نیامت

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

حامد پورمیسور؛ ماده تاریخ شهادت رهبر انقلاب

در صبحگاه روز دهم در مه صیام
ناگه شکست خیمه اسلام را عمود 

گویا گسست رشته امید مسلمین
جانکاه بود موج بلایی که رخ نمود

آزاده ای که چشم جهان مثل او ندید  
فرزانه ای که هیچ  همانند او نبود

با کشتن علی پسر مرتضی علی
شد  آشکار  کینه  دیرینه  یهود

انگشتری ز دست سلیمان روزگار 
اهریمن زمانه به صد حیله تا ربود 

آهی کشید "حامد" از این اتفاق، گفت:
تاریخ فوت او  (رمضان الکریم بود)

شعرخوانی شاعران تبریزی در سوگ فرشته‌های میناب در محفل ادبی «نیمکت‌های آسمانی»

ساجد عزیززاده

کؤلگه‌لر بویلویدو قارانلیق دوغا 
گونشین آنجاق کی قوجا وختیدی 
سؤیکه‌نیب داغلارا، غریب  باخیردی 
بلکه ده داغ اونون سونکو تختیدی 

سلیمان مولکونده، فرشی یوخویدو
فیکریله اوچوردو دونیانین بویون
بئینی دوستاق‌لاردا  اولان میلّته 
دئییردی  اسارت پالتارین سویون 

فلکین فیرلانان  چرخینین  هله
آلچاغی اوجایا چیخانمامیشدی 
قاپ قارا دونونو گئیینیب گئجه 
گونشین اورگین سیخانمامیشدی

داغ گؤروب سیندیقجا اوجالیب گونش
دوز اورتا دوغودا قبله اولموشدو 
اوزاق  اؤلکه‌لرده  آغ ائولی‌لرین 
چیرکین اوره‌یینه گولله اولموشدو

گئجه گلمه‌میشدن گئجه قوشونون 
یالانچی  وعده‌لر  پوزدو سوکوتون 
دئییردی هر کیمسه گووه‌نسه گونه 
باخیشین قارانلیق تورویلان توتون

ناهاردان سونرانین ناکیشی‌لری 
غرورون کیشنه‌ین آتینی میندی 
گون اورتا اولمامیش گونش ائوینه 
قارانلیق بومباسی دالبادال یئندی

ال‌لری قوینوندا قالان  بولودون 
آغلاماق دوشموشدو طالع تاسینا
اودور کی باشینا چرشابین آتیب 
گلمک ایسته‌ییردی ایشیق یاسینا 

‌اوخشاییب دئییردی گئجه اولسادا 
شکر اولسون میلیون‌لار واردی اولدوزوم
هردن ده دئییردی منا گؤرمه‌میش 
میناب دا دوغراندی یوزلرجه قوزوم

گونشین بدنین قان آپاریردی
هره چیراق سالدی باخیشی قدر 
حاق یولو تاپیلدی قانین ایزیندن 
قان دا قانی دی ها اولمادی هدر

اوووجو آچیلمیشدی قارا گئجه‌نین 
گونشین یومروغو آما داغ‌ایدی 
قارانلیق اؤلدورن گونشین آنجاق 
اؤلن‌دن سونرا چوخ  اوزو آغ‌ایدی

برچسب‌ها